.

پانیک مرگ‌بار

 

 

اعلام قبل از وقت جدول زمانی برای خروج نیروهای بین‌المللی یا فراهم‌سازی شرایط برای لغو پیمان امنیتی و دفاعی با امریکا پانیک مرگ‌آور در افغانستان، به ویژه شهرهای بزرگ خلق خواهد کرد. هم    حضور محدود نیروهای بین‌المللی و هم پیمان امنیتی و دفاعی با امریکا، بقای دولت را در جغرافیای این    کشور بیمه کرده‌اند. حضور محدود نیروهای بین‌المللی هم تأثیر مستقیم نظامی و امنیتی دارد و هم به لحاظ روانی اطمینان‌بخش است. این حضور محدود نشان می‌دهد که کشورهای عضو ناتو به بقای دولت در قلمرو افغانستان تعهد دارند و از آن حفاظت می‌کنند. افغانستان با هیچ کشور عضو ناتو مرز مشترک ندارد. به همین دلیل برای کشورهای عضو بسیار دشوار است که بدون حفظ حضور محدود نظامی در افغانستان، ‌نیروهای امنیتی افغان را حمایت کنند یا وضعیتی بیافرینند که افکار عمومی افغانستان نسبت به دوام این حمایت مطمین باشند. حمایت راهبردی ناتو از نیروهای امنیتی افغانستان زمانی ممکن است که این نیروها در خاک افغانستان حضور محدود داشته باشند.

با خروج شوروی‌ها در سال ۱۹۸۹، روس‌ها قادر بودند که از حکومت داکتر نجیب حتا در نبود نیروهای نظامی‌شان، ‌حمایت راهبردی کنند. در آن زمان شوروی با افغانستان مرز مشترک داشت و این امر دست‌رسی نیروهای نظامی حکومت وقت به شوروی و برعکس را فراهم می‌کرد. حتا در همان زمان هم داکتر نجیب به شدت تلاش داشت تا از خروج کامل نیروهای شوروی جلوگیری کند و حداقل بخش کوچکی از نیروهای روسی را در بندر حیرتان یا میدان طیاره‌ی خواجه‌رواش کابل نگهدارد. حمایت نظامی شوروی سبب شد که حکومت داکتر نجیب سه سال در برابر مخالفان اسلام‌گرایش دوام بیاورد.

قبل از خروج کامل نیروهای بین‌المللی هم نگرانی عمده این بود که سال ۲۰۱۴ مثل سال ۱۹۸۹ شود. حضور محدود نظامی ناتو در افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ در پاسخ به همین نگرانی‌ها بود. در همان سال تقریباً روشن شده بود که حضور محدود نیروهای ناتو در داخل افغانستان زمینه را برای حمایت راهبردی از نیروهای امنیتی افغان فراهم می‌سازد و حداقل از سقوط شهرهای بزرگ جلوگیری می‌کند. در سال ۱۹۸۹ هم شوروی‌ها به داکتر نجیب اطمینان داده بودند که تا پیدا شدن یک راه‌حل سیاسی به حمایت نظامی و مالی از حکومت او ادامه می‌دهند. ناتو هم برای جلوگیری از پیروزی کامل طالبان‌ و فراهم شدن زمینه برای یک راه‌حل سیاسی پذیرفت که شمار محدودی از نیروهایش را در افغانستان نگهدارد. استراتژی جنوب آسیای کاخ سفید هم که در آگست سال ۲۰۱۷ اعلام شد،‌ هدف مشابه داشت. در این استراتژی به صراحت آمده است که نیروهای امریکایی با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند،‌ نیروهای امنیتی افغانستان را مشورت می‌دهند و جلو تسخیر شهرها توسط طالبان را می‌گیرند. هدف این استراتژی این است که در نهایت یک راه‌حل سیاسی برای جنگ افغانستان پیدا شود.

حال تلاش‌های امریکا برای رسیدن به یک راه‌حل سیاسی شدت بیش‌تر گرفته است. طالب‌ها و پاکستان خواستار مشخص شدن تاریخ خروج نیروهای بین‌المللی‌اند، آنان می‌خواهند این امتیاز را در آغاز کار به دست بیاورند. خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان آرمان ایدیولوژیک گروه طالبان است. استبلشمنت پاکستان به این توهم دچار است که نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان،‌ آجندای پنهانی دارند و برای تخریب‌کاری در تأسیسات هسته‌ای پاکستان برنامه‌ریزی می‌کنند. جنرال‌های پاکستانی بارها در نشست‌های غیر رسمی گفته‌اند که امریکایی‌ها می‌خواهند با استفاده از تأسیسات نظامی و ظرفیت‌های نظامی‌ای که در افغانستان دارند،‌ به توان هسته‌ای پاکستان ضربه بزنند. در این تردیدی نیست که امریکا و کشورهای دیگر نگران امنیت جنگ‌افزارهای هسته‌ای پاکستان هستند. اما این یک توهم است که امریکا بخواهد از افغانستان به تأسیسات هسته‌ای پاکستان به صورت محرمانه یا آشکارا حمله کند. اما باور بسیاری از جنرال‌های پاکستانی همین است. آرمان ایدیولوژیک طالب‌ها و توهم جنرال‌های پاکستانی، ارتش پاکستان و گروه طالبان را در کنار هم قرار داده است. آنان بیش از هر چیزی می‌خواهند که در روی میز مذاکره از امریکا امتیاز بگیرند. امتیاز مهمی که آنان می‌خواهند بگیرند، اعلام یک جدول زمانی برای خروج نیروهای بین‌المللی است. آنان به این نتیجه رسیده‌اند که امریکا از جنگ خسته است، ‌دیگر اراده‌ای برای جنگ ندارد و حاضر است در روی میز مذاکره امتیازهای کلان بدهد. به همین دلیل است که طالب‌ها و حامیان بیرونی آنان می‌خواهند که در قدم اول تاریخی برای خروج کامل نیروهای بین‌المللی از افغانستان تعیین شود.

پاکستانی‌ها تجربه‌ی سقوط حکومت داکتر نجیب را مدنظر دارند. در سال ۱۹۹۱ که تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ اوج گرفته بود و قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی باور کرده بودند که حکومت داکتر نجیب از راه نظامی نابود نمی‌شود، سازمان ملل متحد و دیگر جهت‌های دخیل می‌کوشیدند که شوروی و امریکا را به پایان حمایت نظامی از طرف‌های درگیر در افغانستان وادار سازند. در سپتامبر سال ۱۹۹۱ زمانی که شوروی آخرین نفس‌هایش را می‌کشید،‌ مسکو به اثر وساطت‌های دیپلوماتیک و ناگزیری‌هایی که داشت،‌ اعلام کرد که به حمایت نظامی از داکتر نجیب پایان می‌دهد. در آن زمان شوروی و امریکا سندی را امضا کردند که دو طرف را به توقف حمایت از طرف‌های درگیر جنگ افغانستان ملزم می‌ساخت. اعلام پایان حمایت مسکو از حکومت داکتر نجیب،‌ پانیک مرگ‌بار در کابل خلق کرد. فراکسیون‌های گوناگون حزبی و جناح‌های مختلف حکومت،‌ کانال‌های تماس با فرماندهان و رهبران تنظیمی ایجاد کردند تا بقای فزیکی و تا حد امکان سیاسی خودشان را تضمین کنند.

امروز هم اگر قبل از به دست آمدن یک توافق سیاسی برای پایان جنگ و تطبیق این توافق،‌ تاریخ مشخص برای خروج نیروهای بین‌المللی تعیین شود، پانیک مرگ‌بار خلق خواهد شد. پاکستانی‌ها و طالب‌ها هم شاید در پی خلق چنین وضعیتی باشند. در سال ۲۰۱۰ در نشست لیسبون افغانستان و ناتو توافق کردند که تا سال ۲۰۱۴ مسوولیت‌های جنگ و امنیت به نیروهای داخلی سپرده شود. آن زمان هم پانیک خلق شد. بسیاری از خانواده‌ها از شهرهای بزرگ افغانستان مهاجرت کردند. تجارت از رونق افتاد و فرار مغزها و سرمایه آغاز شد. اما پانیکی که آن زمان خلق شد به این دلیل مرگ‌بار نبود که حضور محدود نیروهای ناتو پس از سال ۲۰۱۴ امری تضمین شده بود. اگر امروز در غیاب توافق پایان جنگ و تطبیق این توافق تاریخ مشخص خروج اعلام می‌شود، ‌پانیک مرگ‌بار خلق خواهد شد. تعیین تاریخ خروج نیروهای بین‌المللی زمانی منطقی است که توافق سیاسی برای پایان جنگ به دست بیاید و تمام مفاد آن توافق تطبیق شود، آن زمان اگر طرحی برای تغییر شکل مأموریت ناتو ریخته شود، ‌مانعی ندارد.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی