.

 

حمید ارجمند

نشست مسکو در مورد گفتگوهای صلح با اشتراک نماینده‌گان حکومت افغان و طالبان برای روس‌ها بخشی از تلاش‌های‌شان جهت تثبیت جایگاه و نفوذ در منطقه است ولی حکومت افغانستان در مسیری حرکت می‌کند که امریکایی‌ها از قبل تعیین کرده‌اند.

وزارت امور خارجه‌ی افغانستان پس از چندین ماه رأی‌زنی اعلام کرد: گفتگوهای کابل و مسکو درباره‌ی چگونه‌گی برگزاری نشست صلح مسکو ادامه دارد، اما تاکنون تصمیمی در این مورد گرفته نشده است. سخنگوی وزارت خارجه‌ی افغانستان گفت: هنوز بحث‌ها درباره‌ی چگونه‌گی برگزاری این نشست جریان دارد و نشست، بی‌حضور و مالکیت کابل اثرگذار نخواهد بود.

چگونه‌گی نقش و جایگاه طالبان در این نشست، دعوت نماینده‌گان کشورها، نقش پاکستان در این نشست و مدیریت این نشست از سوی حکومت افغانستان از موضوعات مهمی است که برگزاری این نشست را تاکنون به تأخیر انداخته است. رسانه‌های پاکستانی نیز گزارش داده‌اند که مقام‌های این کشور برای شرکت در این نشست اعلام آماده‌گی کردند.

نشست صلح افغانستان در مسکو قرار بود با حضور کشورهای منطقه، دولت افغانستان و گروه طالبان در چهارم سپتامبر سال میلادی جاری، یعنی حدود دو ماه پیش برگزار شود اما به دلیل اعتراض دولت افغانستان این نشست به تعویق افتاد و قرار شده است تا مقامات روسیه و افغانستان در ارتباط با رفع اختلاف نظرها و برگزاری نشست مذکور به یک جمع‌بندی نهایی دست یابند.

به نظر می‌آید که حکومت افغانستان تمایلی به حضور طالبان در این نشست ندارد. یک مقام وزارت امور خارجه‌ی افغانستان به روزنامه‌ی هشت صبح گفت: «ضرورت نیست که در این شرایط روسیه طالبان را نیز به این نشست دعوت کند و یک بحث مصونیت برای آن‌ها خلق کند. دیدگاه دولت افغانستان این است که نخست در سطح منطقه‌ای در کنفرانس ژنو گفتگو شود تا میکانیزم آوردن طالبان به میز مذاکره چگونه باشد، اما از قراین پیدا است که روسیه منتظر نشست ژنو نمی‌باشد و نشست صلح مسکو را زودتر برگزار می‌کند.»

این موضع حکومت افغانستان، بازتاب‌دهنده اختلافات بیرونی روی موضوع صلح در افغانستان است. این موضع به معنای آن است که حکومت افغانستان در حال حاضر مایل نیست که از طریق روس‌ها با طالبان وارد تعامل شود. حکومت افغانستان در چهار سال گذشته تلاش داشته است تا به طور مستقل باب گفتگو را با طالبان باز کند ولی موفق نشده است. برخی کشور‌های منطقه‌ای، از جمله چین و عربستان، به نوبت خودشان در پی تسهیل گفتگوها میان دو جناح بوده‌اند و اکنون روس‌ها بخت خودشان را می‌آزمایند.

مسکو بر طالبان نفوذ دارد و از این نفوذ برای تثبیت جایگاه خود در افغانستان، در یک سطح بزرگ‌تر در کل منطقه، استفاده می‌کند. سوریه نخستین زورآزمایی دیپلوماتیک و نظامی مسکو در منطقه بود که منجر به حفظ متحد قدیمی‌اش در دمشق گردید. هم‌چنان، روس‌ها با تهدید نظامی در اروپای شرقی و توسعه‌ی همکاری‌ها در آسیای میانه به بسط حضورشان در آسیا و اروپا پرداخته‌اند.

هم‌چنان، روس‌ها در قبال عربستان سعودی نیز برخورد دوراندیشانه‌ای پیشه کردند. دولت سعودی به خاطر قتل وحشیانه‌ی جمال خاشقجی عمیقاً زیر فشار‌های بین‌المللی قرار دارد.

هیچ گاهی این سلطنت ثروت‌مند این قدر در صحنه‌ی بین‌المللی مورد انتقاد قرار نگرفته بود. ولی روس‌ها برخلاف غربی‌ها با استفاده از این موقعیت تلاش کرده‌اند که به عربستان نزدیک شوند. مسکو نه تنها در مورد قتل جمال خاشقجی به دستور محمد بن‌سلمان سکوت کرد بل در حالیکه حتا دونالد ترمپ، رییس جمهور امریکا، به روایت عربستان سعودی در مورد نحوه‌ی مرگ روزنامه‌نگار سعودی شک دارد، مسکو می‌گوید که توضیحات عربستان در باب این رویداد را می‌پذیرد.

البته، در مرحله‌ی فعلی که عربستان سعودی خواهان فشار بر ایران است، خواهان روابط نزدیک با کاخ سفید است تا افزایش روابط با مسکو. از جانب دیگر، مسکو متحد ایران در سوریه است و ستون اصلی حفاظت از بشار اسد. با این حال روس‌ها از هر فرصتی برای تحکیم نفوذش در منطقه استفاده می‌کنند.

اگر افغانستان در نشست مسکو اشتراک نکند، تأثیر تصامیم ایالات متحده بر سیاست‌های ارگ روشن‌تر می‌گردد. امریکایی‌ها از همان آغاز مخالف نشست مسکو بودند و آن را به مثابه‌ی منحرف ساختن روند مصالحه با طالبان می‌دانستند. امریکایی‌ها از روابط طالبان و روس‌ها آگاه‌اند و به روشنی درک می‌کنند که مسکو با اعمال نفوذ در پروسه‌های سیاسی منطقه‌ای، حوزه‌ی نفوذ و مانور واشنگتن را محدود می‌کند.

امریکایی‌ها در استراتژی کلان به دنبال مهار روسیه و چین‌اند. به خصوص امریکایی‌ها در خاورمیانه بیش‌تر از هر کشوری با محور روسیه و ایران درگیر می‌باشد. اگر دخالت روس‌ها نبود، امکان سقوط حکومت بشار اسد در اثر پیروزی شورشیان و یا مداخله‌ی امریکا به بهانه استفاده حکومت سوریه از سلاح‌های کیمیاوی خیلی پیش متصور بود.

ارگ با پا پس کشیدن از نشست مسکو دو نکته را واضح می‌سازد. یکی، کابل در مورد طالبان زمام تلاش‌های دیپلوماتیک را کاملاً به امریکایی‌ها سپرده است. زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه امریکا، بدون آگاهی ارگ ریاست جمهوری با نماینده‌گان طالبان گفتگو داشت. عدم حضور نماینده‌ی حکومت افغانستان در این نشست‌ها نه تنها استقلال سیاسی کابل را زیر سوال می‌برد، بلکه منجر به قول و قرارها و یا حتا توافقات خطرناک سیاسی با طالبان نیز می‌تواند شود.

دوم، ارگ بیش از این به رویکرد منطقه‌ای در مساله‌ی صلح با طالبان باور ندارد. زیرا، اجماع منطقه‌ای برسر تأمین صلح در افغانستان شکسته است و کشور‌هایی چون روسیه و ایران به طور فعال از طالبان حمایت می‌کنند. چین نیز هیچ فشاری روی پاکستان جهت تغییر سیاست‌هایش در قبال طالبان نمی‌آورد. پس برای کشوری مانند روسیه گفتگوهای صلح با طالبان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ است و برای طالبان مجرایی برای کسب مشروعیت. کابل و واشنگتن نمی‌خواهند که بخشی از این بازی باشند.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی