.

 

فردوس -

ادبیات تحقیقی و تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که جنبش‌های شورشی زمانی روی میز مذاکره می‌آیند که در میدان نبرد تضعیف شوند. واقعیت‌های میدان نبرد در افغانستان خلاف این است. طالب‌ها تصور می‌کنند که جنگ را برده‌اند. آنان احساس می‌کنند شکست‌ناپذیر اند و دیر یا زود، نیروهای ناتو را از قلمرو افغانستان می‌رانند. طالب‌ها تصور می‌کنند که نیروهای امنیتی افغانستان ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی را که آنان دارند، ‌ندارند. این باورها و انتباه‌های طالب‌ها به باور فرماندهان نیروهای ناتو با واقعیت‌های روی زمین، سازگار نیست. شما می‌توانید واقعیت را تغییر دهید، ‌اما ایجاد تحول در جهان ذهنی یک مجموعه بسیار دشوار است. تغییر انتباه به ساده‌گی تغییر واقعیت نیست. طالب‌ها احساس می‌کنند که در میدان نبرد به رغم در اختیار نداشتن نیروی هوایی و ارتش منظم، دست بالا دارند. واقعیتی را که نمی‌توانیم انکار کنیم، این است که بن‌بست نظامی برای شهروندانی که زیر حاکمیت دولت زنده‌گی می‌کنند،‌ بسیار دشوار است. این دشواری را خانواده‌هایی بیش‌تر حس می‌کنند که فرزندان‌شان در نیروهای امنیتی خدمت می‌کنند.

اما طالبان زیان جدی از این بن‌بست نمی‌بینند. آنان قادر اند که تلفات خود را با سربازگیری مجدد از مدرسه‌های دینی پاکستان جبران کنند. رهبران این گروه به پول دسترسی دارند. مدرسه‌های دینی پاکستان و احزاب اسلام‌گرای این کشور،‌ زمینه‌ی تغذیه‌ی ایدیولوژیک جنگ‌جویان طالبان را به ساده‌گی فراهم می‌کنند. تشکیلات سازمانی طالب‌ها هم از اثر جنگ آسیب نمی‌بیند. تشکیلات آنان زیاد سلسله‌مراتبی و عمودی نیست. تشکیلات گروه طالبان بسیار منعطف است. حمایت بیرونی طالب‌ها هم افزایش یافته است. پاکستان عقبه‌ی استراتژیک این گروه است. روسیه، ‌ایران و برخی از کشورهای آسیای میانه هم حالا با طالبان تماس دارند. گزارش‌هایی نشر شده است که روسیه و ایران هم به طالبان‌ کمک می‌کنند. ضعف‌های دولت افغانستان سبب شده است که محیط مورد نظر برای فعالیت‌های بیش‌تر  گروه طالبان فراهم شود.

در چنین وضعیتی بسیار دشوار است که طالب‌ها به یک مذاکره‌ی جدی تن دهند. برای آنان در حال حاضر مذاکره با هر جهتی، اهمیت تاکتیکی دارد. ضرور نیست که برای روشن‌سازی موضوع از کشورهای دیگر مثال بیاوریم. افغانستان در پایان دهه‌ی هشتاد وضعیت کم‌و‌بیش مشابه با شرایط امروز داشت. در سال ۱۹۸۹ نیروهای شوروی خاک افغانستان را ترک کردند. در آن زمان سیاست اعلامی بسیاری از قدرت‌های بزرگ از جمله امریکا و روسیه، تشکیل یک حکومت با قاعده‌ی وسیع سیاسی و انتقال سیاسی مسالمت‌آمیز بود. سازمان ملل متحد هم تلاش می‌کرد که راه‌حل سیاسی جنگ افغانستان تحقق پیدا کند. اما در آن زمان تنظیم‌های اصلی مخالف شوروی به پیروزی نظامی فکر می‌کردند. در آن زمان این تنظیم‌ها حتا در لفظ پذیرفته بودند که به راه‌حل سیاسی تن می‌دهند،‌ اما تمام تلاش آن‌ها متمرکز بود بر براندازی حکومت داکتر نجیب از راه زور.

در آن زمان پاکستان هم حاضر نبود یک راه‌حل سیاسی برای جنگ افغانستان پیدا شود. پاکستان در آن وقت در سطح دیپلوماسی و تشریفات، ‌از راه‌حل سیاسی حمایت می‌کرد، اما سرمایه‌گذاری‌اش روی پیروزی نظامی‌ یکی از تنظیم‌های تندرو بود. ارتش پاکستان موشک‌های ساخت چین را که با پول امریکایی‌ها خریده شده بود، ‌در اختیار یکی از تنظیم‌ها قرار داد تا برای پیروزی نظامی تلاش کند. پاکستان در آن زمان یک حکومت با قاعده‌ی وسیع را در کابل نمی‌خواست. هدف پاکستان به قدرت رساندن رهبر تندرو یکی از تنظیم‌های وطنی بود. با آن که حکومت پاکستان خودش را با سازمان ملل متحد هم‌نوا نشان می‌داد، ‌اما رهبران نظامی آن کشور، طرف‌دار به قدرت رساندن متحدان تندروشان بودند. با آن که شوروی و امریکا حمایت نظامی از دو طرف جنگ را در سال ۱۹۹۱ پایان دادند،‌ اما پاکستان و متحدان این کشور در امیرنشین‌های حاشیه‌ی خلیج فارس، شبه‌نظامیان تندرو ضد حکومت داکتر نجیب را حمایت می‌کردند.

امروز هم ارتش و دستگاه قدرت‌مند استخبارات پاکستان از داعیه‌ی گروه طالبان حمایت می‌کنند. با آن که وزارت خارجه و دفتر نخست‌وزیر پاکستان با روایت آشتی جامعه‌ی جهانی در افغانستان خود را هم‌آهنگ نشان می‌دهند، اما ارتش و استخبارات پاکستان، ‌هم‌چنان طرف‌دار پیروزی نظامی طالب‌ها هستند. هم طالب‌ها در شرایط کنونی به مذاکره باور ندارند و هم ارتش پاکستان. آنان در میدان نبرد آن طوری که باید، تضعیف نشده‌اند. ارتش پاکستان بهای حمایت از طالب‌ها را نمی‌پردازد. ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو نتوانستند در ۱۷ سال گذشته، ‌پاکستان را به دلیل بازی دوگانه‌اش مجازات کنند. حال که روایت آشتی زیاد خریدار دارد،‌ پاکستان در پی بهره‌برداری است. پاکستان می‌خواهد که دیپلوماسی فریب ایالات متحده و حمایت از گروه طالبان را هم‌زمان پیش ببرد.

اگر در چنین شرایطی طالبان روی میز مذاکره بیایند،‌ بسیاری از نظراتی که در عرصه‌ی جنگ و صلح ارایه شده است، ‌ابطال می‌شود. شماری تصور می‌کنند که با تلاش‌های زلمی خلیل‌زاد و سلطه‌ی روایت آشتی،‌ افغانستان به صلح نزدیک شده است. اما واقعیت این است که صلح هنوز یک رویا است. واقعیت‌های روی زمین نشان می‌دهد که افغانستان هنوز از صلح فاصله‌ی زیاد دارد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی