.

 

سیدآصف حسینی

تداوم خشونت و طولانی شدن پروسۀ صلح بدون دستیابی به نتیجۀ مشخص، روان مردم افغانستان را افسرده کرده است. از آغاز پروسۀ صلح میان حکومت افغانستان وگروه طالبان مدت طولانی سپری می شود. هدف اصلی از راه اندازی پروسۀ صلح، کوتاه کردن مسیر جنگ و رسیدن آسان و سریع به یک آرامش جمعی و ماندگار در افغانستان بود. اما واقعیت اینست که پروسه صلح که برای جلوگیری از طولانی شدن جنگ در افغانستان ایجاد گردیده بود، خود تبدیل به یک پروسۀ طولانی و خسته کننده گردید.

این وضعیت برای افکار عامه این تلقی را پدید آورده است که اصرار  یک طرفه بر پروسه صلح خیلی زود به صلح سراسری و پایدار منجر نمیگردد. برداشت  افکار عمومی اینست که پروسۀ صلح نتوانسته است صلح را برای افغانستان به ارمغان بیاورد. شاید این برداشت به این دلیل باشد که گروه طالبان پس از سپری شدن سالیان طولانی تا هم اکنون  واقعا حاضر به گفتگو با حکومت افغانستان نشده است. این امر از لحاظ روانی روحیۀ مردم افغانستان را خسته کرده است. از دیگر جانب پروسۀ صلح ازحالت گفتگوهای بین الافغانی فراتر رفته است. دلیل این مسئله هم اینست که گروه طالبان پیوسته اصرار داشتند که حکومت افغانستان را برای گفتگو به رسمیت نمی شناسد و برای گفتگو باید به صورت مستقیم باحکومت ایالات متحده امریکا وارد گفتگو شود. همین رویکرد طالبان دست برخی ازکشور های منطقه را نیز در بحث گفتگوهای صلح افغانستان تا آن جا باز کرد که برای چگونگی گفتگوی صلح میان طالبان و حکومت افغانستان برنامه ریزی خود شان را انجام دادند. در آخرین مرحله، دولت روسیه برای گفتگوی صلح میان افغانستان و طالبان، جایگاه طالبان را از لحاظ سیاسی هم طراز حکومت افغانستان قرار داد.

اکنون هم حکومت افغانستان وهم ایالات متحده امریکا به عنوان شریک استراتژیک افغانستان برآن شده است که در پروسه صلح افغانستان تسریع یا تجدید نظر ایجاد کند.

به همین منظور زلمی خلیلزاد برای انجام مأموریت پایان جنگ از طریق تسریع روند گفتگوهای دوجانبه میان افغانستان و گروه طالبان وارد منطقه گردید و پس از کسب دیدگاه کشور های تأثیرگذار بر طالبان وارد کابل شد. زلمی خلیلزاد بعنوان نماینده ویژه امریکا اکنون عزم کرده است که پایان جنگ در افغانستان با تلاش و نام او به پایان برسد و ثبت تاریخ شود. او با اعتماد به نفس تمام از حکومت افغانستان درخواست کرده است که نمایندگان با صلاحیت خود را برای انجام گفتگوهای صلح با گروه طالبان تعیین کند.

او از گروه طالبان نیز درخواست کرده است که نمایندگان با صلاحیت خود را برای انجام گفتگوهای صلح برای رسیدن به یک توافق ماندگار با حکومت افغانستان تعیین کنند. این بار نیز حکومت افغانستان مانند همیشه از  ادامه گفتگوهای صلح  استقبال کرده است و حمایت خود را از مأموریت زلمی خلیلزاد اعلام داشته است.

از ظاهر امر این گونه پیداست که خلیلزاد در دیدارخود بابرخی کشورهای عربی و پاکستان در مورد گفتگوهای صلح و فشار آنان برطالبان برای حاضر شدن در گفتگوهای صلح با حکومت افغانستان، نسبتا امیدوار به نظر می رسد. از دیگر جانب به تجربۀآقای خلیلزاد در ارتباط با سیاست داخلی افغانستان و کشور های منطقه و ذی نفوذ در قضایای افغانستان نیز شکی وجود ندارد. اما این واقعیت را هم نباید نادیده گرفت که بازیگران سیاسی و فضای سیاسی در افغانستان و نیز سیاست های منطقه نسبت به زمان مأموریت آقای خلیلزاد در اول دهه هشتاد شمسی خیلی تفاوت کرده است. اگر خلیلزاد با اتکاء به همان رویکرد و برداشت وارد صحنه شده باشد، شاید به پیچیدگی های روبرو شود که نتوانند مأموریت خود را آن گونه که انتظار می رود در زمان مورد انتظار به پایان برساند.

بنابراین واقعیت این را می رساند که آنچه که برتسریع روند گفتگو های صلح و دستیابی به صلح پایدار در افغانستان کمک می کند، فشار مستقیم و تأثیر گذار امریکا برپاکستان می باشد تا پاکستان را وادار کند تا در رویکردسیاسی خود نسبت به افغانستان تجدید نظر کند. اگر به رویکرد سیاسی پاکستان در قبال افغانستان تجدید نظر نشود، پاکستان می تواند در یک بازی سیاسی طالبان را کنار بگذارد و خشونت را از یک کانال دیگر در افغانستان ادامه بدهد.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی